- کارگاه تعطیل شد آبجی
- راست میگی؟ حالا می خوای چیکار کنی؟
- نمیدونم...
- چیزی پس انداز داری؟
- نه بابا، چه پس اندازی؟ دو روز دیگه هم سر برجه، کرایه رو از کجا بیارم؟
خواهر ناباورانه به برادر خود نگاه می کرد و در ذهنش تمای مسائل و مشکلاتی را که قرار بود در مدت بیکاری برادرش برایشان اتفاق بیفتد را مرور می کرد، دستی به شانه برادر زد و گفت: خدا بزرگه، بی خیال، می گردیم دنبال کار، تو خونه خوراکی موراکی چی دارید؟
- هست یه چیزایی هنوز، کاش حداقل حقوق این ماهو بدن
- میدن ایشالا، پاشو، پاشو بریم یه چایی بخوریم، نمیخاد فعلا به کسی چیزی بگی، زن و بچتو نگران نکن، به مامانم نگو فعلا
*****
- الو؟ سهیل سلام، خوبی؟
- به به، خانم...، چه عجب یادی از ما کردی، تحویل گرفتی مارو
- متلک ننداز، خودت میدونی چرا جوابتو نمیدم
- چیه الان؟ زنگ زدی دعوا کنی؟
- نه بابا، دعوا ندارم باتو، یادته گفته بودی اگه بخوام ازدواج کنم بهم جهیزیه میدی؟
- آره، یادمه، چطور؟ مگه می خوای شوهر کنی؟
- آره...
- یارو کیه؟
- یه بنده خدا
- بگو
- دوست داداشم، مامانش و خواهرش منو دیدن و حالا می خوان بیان خواستگاری
- خب حالا.. ، نه به داره نه به باره، تازه اول راهی، تا بری خونه خودت کلی وقت هست هنوز
- زود میخوام کارو تموم کنم، تا عید
- هر وقت کارت عروسی رو آوردی چکش رو می دم بهت
- نمیشه زودتر بدی؟ وسایل انتخاب کردن وقت میبره
- الان که دستم کمی خالیه ولی چشم، اما قبلش باید داماد رو ببینم و نسقشو بکشما که عشق منو اذیت نکنه
- خفه شو...
*****
- مامان
- جانم؟؟
- یه چیزی می خوام بهت بگم ولی هول نکنیا، البته چیز مهمی هم نیست، خودم حلش می کنم فقط می خوام در جریان باشی
- چیه؟ چی شده؟ خدا به خیر کنه
- چیزی نیست بابا، فقط، پوریا بیکار شده، البته میگم زیاد مهم نیست، خودم بهش خرجی میدم تاکار پیدا کنه، بهش گفتم به کسی نگه حتی به زنش و تو، اما الان خودم بهت میگم که بدونی ولی به روش نیار
- آه... از اولشم می دونستم این کار آخر و عاقبت نداره، چند بار بهش گفتم دنبال ملک و املاک نرو، برو کارگاه کار خودتو بکن
- ملک و املاک چیه؟ کارگاه تعطیل شده
- کدوم کارگاه دختر جان؟ ساده ای تو، رفته بود آژانس املاک این دوستش، چی بود؟ آقای ... چه میدونم، فلانی حالا، اونکه اومده بود برای برادرزنش خواستگاریت، یه معامله بکنم پورسانت بگیرم اینقدر... ملک بسازیم اینجوری... بفروشیم اونجوری... تمام پس اندازشو خرج کرد، الانم انداختنش بیرون...
- دختر متعجب به دهان مادر نگاه می کند.
- *****
- الو؟ سهیل
- سلام، خوبی؟
- سلام عشقم، سلام فدات بشم، حالت خوبه خانمی؟
- خوبم، چی شد؟
- چی چی شد؟
- چک دیگه، وسایل؟
- آها... فکر کردم دلت برام تنگ شده، گفتم که کارت عروسی رو بیار، دامادم بیار، حلقه رو هم بیار، ببینم چقدر خرجت کرده، تا منم چک رو بدم دستتون
- مسخره کرده منو؟ داماد رو بیارم کجا؟ بگم داریم میریم پیش کی؟ این آقا رو چه حسابی داره به من چک میده؟ طلاقم میده که
- طلاق؟ نترس بابا، حالا که عقد نکردی، تازشم طلاق که ترس نداره بیا من خودم دوبار طلاق دادم، اینم طلاق میدم، فقط تو نمیزاری
- خفه شو سهیل، میدی یا نه؟ من رو حرف تو حساب کردم
- بابا حداقل یه عکس دونفره نشونم بده، من باورم بشه تو تونستی منو فراموش کنی، من هنوز تو مغزتم تو نمیتونی با هیچ کسی ازدواج کنی... اصلا عکس صفحه دوم شناسنامتو برام بفرست، همین الان
- الان که خونه نیستم، شناسنامه خونس
- هر وقت رفتی خونه
- *****
- سلام آقا، خسته نباشد
- سلام، بفرمایید
- آقا راپید مشکی داری؟
- *****
- الو، پوریا؟ سلام، خوبی؟
- سلام آبجی، هی.. بد نیستم، تو چطوری؟
- خوبم منم، پوریا میخوام خونه رو نقاشی کنم، می تونی تو انجامش بدی؟ یه هفته ای کار داره، لکه گیری و اینها
- انجام میدم، منکه فعلا کار و بار ندارم
- به یه شرط
- چی؟
- پولشو عین بیرون حساب کنی، البته من چند جا زنگ زدم و قیمت گرفتم، خودتم زنگ بزن و قیمت بگیر که حساب و کتابمون درست باشه
- نمیخواد آبجی، خونه غریبه که نیست
- نه، پس نمیخواد
- باشه حالا، لج نکن، میگیرم ازت، دمت گرم
- *****
- الو، سهیل سلام
- سلام
- خوبی؟
- تو واقعا عقد کردی؟
- اره، گفتم که، عکسشم دیدی، بیست اسفند هم عروسیه، چک رو میدی؟
- اسمش چه مسخرس، اسم و فامیل قحط بود رفتی زن این شدی
- وا... تو چیکار به اسم و فامیلش داری، سهیل تو رو خدا، چکو میدی یا نه؟ تو به من قول دادی، اعصابم ریخته به هم، یه قرونم پول ندارم جهاز بخرم
- چطور اون موقع که من بهت گفتم با من ازدواج کن گفتی من جهیزیه ندارما، من اعتقادی به این چیزها ندارم، حالا می خوای برای این مرتیکه جهیزیه بخری؟ نکنه عاشقش شدی؟
- تو چیکار داری به کار من؟ تو فقط رو حرفت وایسا
- آخه وایسادن رو چه حرفی؟ پول خرج کنم که عشقمو عروس کنم؟ بزارم بره تو خونه یه عوضی بخوابه؟
- از کجا میدونی عوضیه؟ خیلی هم پسر خوبیه
- خوبه؟ خوبه؟ خوبه؟ بیا میگم عاشق شدی میگی نه، اگه خوبه برو از خودش پول بگیر، به اونم بگو اعتقادی نداری به این چیزها
- صدای گریه... نمیدی؟
- حلقه نخریده برات مرتیکه؟ عکس حلقه کو؟ یه عکس دو نفره بفرست برام
- سهیل داره دیر میشه، عید نزدیکه، کلی باید کار انجام بدم، من رو حرف تو رفتم جلو، تو خودت گفتی برو ازدواج کن، برو خوشبخت شو، من نمیتونم، برو هرچی خواستی خودم برات میگیرم
- من غلط کرم، اون موقع گفتم، الان نمیتونم، صبر کن، تا تابستون صبر کن طلاقش میدم
- نمی خوامممم، نمی خوامم، من شوهر دارم الان، ول کن، ول کن
- ***
- مامان بیا
- چیه؟
- هیس، یواش
- ها
- پوریا بالاس داره رنگ میکنه تا نیومده این پولو بزار تو جیب پالتوش، نفهمه من دادما، اگرم چیزی ازت پرسید بگو خودت گذاشتی، باشه؟
- باشه، خدا حفظت کنه
- *****
- سلام، خسته نباشید
- مرسی، بفرمایید
- ببخشید اون رینگ های ساده ای که پشت ویترینه چنده؟
- 25 تومان
- میشه ببینم؟
- بله.. بفرمایید
- رنگش که نمیره؟
- نه خانم رنگ ثابته
- اون انگشتر نامزدی ها چی؟
- اونها نقرس، بدم؟
- چند در میاد حدودی؟
- باید وزن کنم... حدود 80
- 80؟ استیلشو ندارید؟
- نه، استیلش قشنگ نمیشه
- باشه مرسی، کارت خوان دارید؟
- بله
- *****
- الو؟ سلام محمد جان خوبی؟
- سلام عزیزمم، من خوبم، تو چطوری؟ چه خبرا خانم؟
- خوبم، محمد یه کاری باهات دارم، البته یه کمی عجیبه
- چی شده؟
- کارم یه جایی گیر کرده، می خواستم ببینم میتونی کمکم کنی؟
- بله که میتونم، مگه میشه تو یه چیزی بخوای و من بگم نه
- دمت گرم، لطف داری واقعا
- اممم...
- خب بگو
- من یه عکس دونفره با لباس عروسی لازم دارم
- چی؟؟؟؟
- با خودت نه، با یه غریبه، کسی که سهیل ندیده باشه اونو
- بازم سهیل؟ ول کن این مردکو، خواهش کردم ازت دختر، ما صحبت کرده بودیم در موردش
- میدونم، این دیگه تیر خلاصه، کمکم کن، تمومش میکنم، اون شاگردت که آتلیه داشت...
- هوم... بزار باهاش صحبت کنم
- *****
- آبجی؟
- جان؟
- شرمنده ها، من خیلی برات زحمت داشتم این مدت، میدونم به جای اینکه من کمکت کنم اذیتتم میکنم
- نه بابا، این چه حرفیه، بگو، چی شده؟
- تینا باید ثبت نام کنه این ترم، میدونی که
- آخ، آره یاد دانشگاه این بچه نبودم
- چیکار کنم؟ دستو بالم خالیه
- بی پولی رو ولش کن، در موردش حرف نزن، درستش میکنم
- ****
- الو، سلام سیمین، خوبی دخی؟
- ششلاممم جیگمل، چطوری؟ کجایی تو مسخره
- شرمنده، یه کم گرفتارم
- سهیل رو چیکارش کردی؟
- میگم برات
- دخی پول داری؟
- هااا پولم کجا بود زنیکه...
- خرر
- چقدر میخوای؟
- یه تومان
- یا ابلفضل، یه تومان از کجام در بیارم برات؟
- خدایی نداری؟
- دارم خره، بریزم به چی؟
- پاسارگاد، دمت گرم
- شماره کارتتو مسج کن
- الان عکسشو می فرستم
- باجه باجه باجه
****
- الو؟ پوریا
- سلام آبجی، خوبی؟
- آره، خوبم، تو خوبی؟
- شماره کارت خودتو میدی یا دانشگاه شماره حساب داره؟ چه جوریه؟
- دانشگاه شماره حساب داره آبجی ولی پولو بریز به حساب خودم تینا نفهمه تو به من پول دادی، باشه؟ شرمنده ها
- نه بابا، این حرف ها چیه، باشه، پس شماره کارتتو بده
- باشه، خیلی ممنونممم، آبجی خانووم جون خودمییییی
****
- الو سهیل؟
- پرا یه رینگ ساده خریده برات؟ زبون نداشتی بگی جواهر بخره؟ یه رینگ ساده سنگینم که باشه بازم دو تومنم نمیکنه
- تو چیکار به کار من داری؟ مگه تو رفتی عقد کردی من چیزی گفتم؟ عروسی تو هتل گرفتی من چیزی گفتم؟ کاری به من نداشته باش، کی بیام چک رو بگیرم؟ دو هفته دیگه عروسیه من یه سطل آشغالم نخریدم
- پول ندارم
- چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پول نداری؟ یعنی چی که نداری؟؟؟؟؟؟ تو به من قول دادی، من رو حرف تو رفتم جلو
- میخواستی نری، مگه من مسخره ام که برای عشقم جهیزیه بخرم که یه نره خر دیگه ازشون استفاده کنه
- صدای گریه...
- سکوت
****
- الو؟ آبجی؟؟
- جانم...
- حالت خوبه؟ چه میکنی؟
- هیچی، دفترم، مشغول کار، چیزی شده؟
- نه، فقط، فقط میخواستم بگم عید نزدیکه، میتونی کاری برام بکنی؟ تو دست و بالت چیزی هست؟
- حواسم هست، نگران نباش، ببین پوریا الان کار دارم، بهت زنگ میزنم
****
- الو؟ سهیل...
- جان
- واقعا گفتی پول نداری یا میخوای اذیتم کنی؟
- ندارم
- سهیل من تحت فشارم، اعصابم ریخته به هم، حالم خوب نیست، دیشب با نامزدم دعوام شد
- چه بهتر، طلاق بگیر، منم طلاق میگیرم، منکه گفته بودم تا تابستون فرصت بده
- وایییییی باز داری حرف خودتو میزنیا، اصلا غلط کردم بهت زنگ زدم
- قطع نکن، میدم، پولو بهت میدم، بیا دفتر چکتو بگیر
- نمیام، پیک کن، یا بریز به حسابم
- نه، خودت بیا، اگه خودت بیای میدم، اصلا بیا یه شمال بریم، برای اخرین بار
- خفه شو
- خب بابا، یه شام
- پولو میدی یا نه؟
- ببخشید خانوووم که من بدهکار شما نیستما، میدی یا نه؟؟؟ بگو لطفا، خواهش کن
- ...
- خواهش کن، این همه پول میخوای یه لطفا براش نمیگی؟
- لطفا...
- فردا ساعت 6 بیا دفتر
- چرا 6؟ ظهر میام
- همون 6، نمیخوام کسی تو رو ببینه، فضول زیاده
- آها حواسم نبود زن ذلیل تشریف دارید، مگه تو نمیگی دوسش نداری، نمیخوایش، مگه نمیگی عاشق منی؟ پس چرا می ترسی کسی منو باتو ببینه؟ چرا نمیخوای به گوش زنت برسه؟ میترسی زندگیت خراب بشه دیگه
- ول کن این حرف ها رو، مگه پول نمی خوای؟ فردا ساعت 6 اینجا باش
****
- بیا
- این چیه؟
- فاکتور
- فاکتور؟ فاکتور چی؟
- بخون خب، فقط حرف میزنه
- گاز فردار، ماشین لباسشویی، ظرف شویی... اینها چیه؟؟؟؟
- مگه قرار نبود بهت جهیزیه بدم؟ اینم جهیزیه دیگه، مبارکت باشه عزیزم، ایشالا خودت به دلخوشی استفاده کنی ولی اگه اون مرتیکه بهشون دست بزنه من حلالت نمیکنم، راضی نیستم آقا جان
- من پولشو میخواستم...
- منم پولشو دادم اینها رو خریدم برات دیگه، آدرس خونت رو بده تا بگم برات بفرستن، راستی نگفتی کجا خونه گرفتی، نه، ولش کن، خودم باید بیام خونتو ببینم، ببینم چه خونه ای و کجا رو برات گرفته، اصلا در شان تو هست یا نه...
****
- الو؟ امیر؟
- به به سلام، خانم جذاب، یار دیرینه؟ چطوری بانو؟
- خوب نیستم، به کمکت احتیاج دارم
- چی شده زیبا؟
- اون آپارتمانت هنوز خالیه؟ اونی که تو نیاوران بود
- آره، چطور؟
- شب بیا کافه تا برات بگم
****
- خب خب خب، بدک نیست، سه تا خوابم داره، یکی اتاق کار و کتابخونه، یکی اتاق بچه، یکی هم... اتاق خودتون لابد... مبارکت باشه، بیا اینم فاکتور، الان زنگ میزنم میگم بیارن اینجا، فقط بگو چه روزی...
- نهههه
- نه؟؟؟ میدونستم پشیمون میشی، تا تابستون دیگه؟؟؟
- منظورم این بود که باید بفرستی خونه خودمون، خونه مامانم یعنی، از اونجا بیاریم اینجا
- چرا؟
- چرا؟ خب رسمه جهیزیه از خونه دختر بره، مراسم داره، باید فامیل ببینن
- چقدر عوض شدی... مراسم... رسم...
- باشه، میگم فردا بیارن اونجا
****
- الو؟ پوریا؟
- سلام آبجی، چطوری؟
- خوبم، اون دوستت بود لوازم خانگی داشت تو امین حضور، هنوزم هست؟
- نه، خوردمش تموم شد
- یعنی به اونم بدهکاری؟؟
- ها ها ها، نه بابا ،تو رو مسخره میکنم، یعنی چی هنوزم هست آخه؟
- چه میدونم، گفتم شاید یه گندی هم با اون زدی
- نه بابا، اون رفیقه
- بهش بگو یه سری وسیله هت، نو، عکس فاکتورشو برات میفرستم تا بهش نشون بدی، همه رو یه جا چند بر میداره؟
- وسیله چی؟
- یه جهیزیه کامل
- مال کیه؟
- جای طلب برداشتم از سهیل، از وقتی از شرکت اومدم بیرون باهام تسویه نکرده بود، الان گفت پول ندارم جاش جنس میدم، منم قبول کردم، فردا میارن دم خونه، خودتم باش
- همه چی داره؟
- آره، الان از فاکتورش عکس میگیرم برات
****
- الو؟
- سلام مامان، خوبی؟
- کجایی تو؟ یه سری وسیله خونه آوردن میگن مال تو
- آره، الان میرسم، سر کوچه ام، چقدر زود اومدن
- ماجرا چیه؟ اینها مال کیه؟
- میگم مامان، میگم
****
- دوستت گفت چند بر میداره؟
- والا آبجی گفت حدود 16
- 16؟ اینها خودش فاکتور شده 19:500
- آره، ولی الان دم عیده، اینها خرید نمیکنن که، اینم من بودم کلی باهاش حرف زدم، مخشو زدم، گفت یه چیزی کم میکنم یه جا برمیدارم، میتونی نگه داری خورد خورد بفروشی ولی صد سال طول می کشه
- بزارکمی فکر کنم، آخه خیلی کم میکنه، بزار خودم باهاش حرف بزنم
- حرف چی بزنی؟ با اون مرتیکه بازاری، خیر، خودم حرف زدم دیگه، آخرش همینه، فکر نداره، بده بره، دم عیده میمونه رو دستت، از ما گفتن، خود دانی
- باشه ولی پول حمل و نقلشو دیگه من نباید بدم که؟
- نه، اونو خودم میدم
- تو میدی؟ پولدار شدی آقا پوریا
- من همیشه لارژم آبجی خانووم جون
- خدا کنه...
****
- به پوریا زنگ زدی مامان؟
- جواب نمیده
- وااا، منم بیست بار زنگ زدم، نکنه چیزی شده؟ فریبا و بچه ها هم جواب نمیدن
- شاید درگیر خرید عید هستن، اونها رو که میشناسی تا لحظه آخر میرن خرید
- آخه پول نداشت، میخوام بهش پول بدم
- بازم بهش زنگ بزن، میترسم چیزی شده باشه، حداقل شام سال تحویل رو بیان اینجا دیگه نیوفته به ماهی خریدن... چند روز اینجا باشن خرجشونم کمتر میشه، حالا تا بعدش خدا بزرگه
- جواب نمیده مادر جان
- بریم دم خونشون؟
- بریم
****
- سلام پوریا، خیلی زنگ زدم، جواب ندادی، نه تو و نه بچه ها، خونه هم نبودید، یه خبری بده، مامان نگرانه
-
-
-
- سلام آبجی خانووووم جونننن، قربونت برم الهی، عیدت مبارک باشه، ما با باجناق و اهل و عیال اومدیم شمال، تا آخر تعطیلاتم میمونیم، شرمنده فرصت نشد بگم
-
- شمال؟ من مردم از نگرانی، بعد الان داری تو مسج بهم میگی؟ چرا جواب تلفن نمیدی تو؟
- شرمنده، یادم رفت
- ولش کن حالا، پول از کجا آوردی؟ دو هفته شمال کلی پولش میشه ها
- خدا رسوند آبجی جونمممممم
- خدا از کجا رسوند اونوقت؟
- رسوند دیگه، من باید برم فعلا، به مامان بگو بهش زنگ میزنم
***
- الو؟ خانم محمدی؟
- بله، بفرمایید
- من اصغری هستم خانم از فروشگاه اطلس
- فروشگاه اطلس؟
- بله خانم، فاکتور شماره 202541 یخچال و ماشین لباسشویی و اینها خریده بودید از ما قبل از تعطیلات
- من از شما خرید نکردم آقا
- من نمیدونم کی خرید کرده خانم، هرکی خرید کرده اسم و آدرس شما رو داده، الان یه ماه و نیمه خانم، وقتشه یه قسط پرداخت کنید دیگه، لطفا همین امروز واریز کنید، شماره کارت رو هم الان براتون مسج میکنم.
****
- مامان؟
- جانم؟؟
- اگه من سر یکیو کلاه بزارم، یکی هم سر منو کلاه میزاره؟
- آره مادر جون، با هر دستی بدی از همون دستم میگیری
- اگه من دروغ بگم، دیگران هم به من دروغ میگن؟
- خب معلومه
- حتی برادرم؟
- فقط مادرها دروغ نمیگن، چی شده حالا؟
- هیچی...
دوریان گری و کفش سیندرلا:...ما را در سایت دوریان گری و کفش سیندرلا: دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 63